سلطان محمد مطربي سمرقندي

199

تذكرة الشعراء ( فارسي )

كنند ، يك بيت ديگر حاصل مىشود ، مثاله : اى خسرو عادل بيا ، بر اسب شاهى برنشين * بخرام سوى ما گهى اى سروناز راستين و چون هرركنى را با اركان ديگر ، ضرب كنند يك قصيدهء شصت بيت ، به صنعت طرد العكس ، حاصل مىشود . مثالش اين است : اى خسرو عادل بيا ، يكسرستان آفاق را * يكسرستان آفاق را ، اى خسرو عادل بيا على هذا القياس ، بواقى الاركان ، به غايت دقيق واقع شده و از متقدّمين هم ، به اين دقّت تاريخ منقول نيست . فقير اين نوع تاريخ را ، به جهت جلوس قاضى محمود عزيزان ، والد خواجه عبد الكريم ندايى ، بر مسند قضاى فاخرهء بخارا - حميت عن البلايا - گفته بود ، به واسطهء آنكه سوق كلام مفضى به ملالت نگردد ، منشى بيان را ، از اتيان آن عذر خواسته ، به جهت نشانه ، به ذكر مقطع اكتفا نمود . مقطع : خواهم چه گويم « مطربى » از جان دعاى دولتش * برّم سر بدخواه را گو عمر و دولت پايدار مخفى نماند كه تاريخ ثانى كه « گو عمر و دولت پايدار » است دو عدد ، زياده است ، اما به وجه تعميه ساقط گرديده كه عبارت « برّم سر بدخواه » دلالت بر سقوط « بى » مىكند . پس تاريخ مكمّل مىيابد و اين غزل از اشعار مطبوع مير مذكور است : « 1 » غزل : ماه نو مىرسد از عين عنايت شب عيد * كه در عيش گشايد ، به زراندود كليد چرخ رخساره و ابروى تو ديد و ز شفق * آتشى زد كه كمان مه نو ، خم گرديد چون كمان خم ابروى تو را ديد ، هلال * خويش را از نظر خلق ، به يك گوشه كشيد

--> ( 1 ) . نيمهء مصرع دوم : « گو عمر و دولت پايدار » به حروف ابجد و با در نظر گرفتن اينكه « گ » را بايد « ك » به شمار آورد ، مىشود 998 و آنگاه كه از سر كلمهء « بدخواه » حرف « ب » را كه به حروف ابجد عدد 2 است برداريم و عدد 2 را از 998 كم كنيم ، سال جلوس قاضى محمود عزيزان 996 قمرى مىشود .